شعری که زندگیست از احمد شاملو

 

موضوع شعر شاعر پیشین

از زندگی نبود.

در آسمان خشک خیالش او

جز با شراب و یار نمی‌کرد گفت‌وگو.

او در خیال بود شب و روز

در دام گیس مضحک معشوقه پای‌بند

حال آنکه دیگران

دستی به جام باده و دستی به زلف یار

مستانه در زمین خدا نعره می‌زدند.

موضوع شعر شاعر

                         چون غیر از این نبود

تاثیر شعر او نیز

                        چیزی جز این نبود.

آن را به جای مته نمی‌شد به کار زد

در راه‌های رزم.

با دست‌کار شعر

هر دیو صخره را

از پیش راه خلق

                     نمی‌شد کنار زد.

یعنی اثر نداشت وجودش.

فرقی نداشت بود و نبودش.

آن را به جای دار نمی‌شد به کار برد.

 

حال آنکه من

                   به‌شخصه

                                   زمانی

همراه شعر خویش

هم دوش شن چوی کره‌ای

                                 جنگ کرده‌ام.

یک بار هم "حمیدی" شاعر را

در چند سال پیش

بر دار شعر خویشتن

                          آونگ کرده‌ام...

امروز

         شعر

                حربه‌ی خلق است

.....

 

کامل این شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بچه مردم

 

دوستان کارگاه خوانش، بررسی و نقد داستان سلام :


به وبلاگ خودتان خوش آمدید.


قرار بود این هفته داستان معصوم اول نوشته هوشنگ گلشیری را به پیشنهاد یکی از دوستان بررسی نماییم . اما به دلایلی جناب استاد صلاح ندانستند و قرار شد تا بچه مردم اثر جلال آل احمد را در این هفته نقد و بررسی نماییم .

دوستانی که تمایل دارند این داستان را مطالعه کنند میتوانند آن را از لینک زیر دانلود فرمایند.

لینک دانلود

بچه مردم+جلال آل احمد

سپرده به زمین

 

دوستان کارگاه خوانش، بررسی و نقد داستان سلام :

به وبلاگ خودتان خوش آمدید.

این هم لینک دانلود "سپرده به زمین" اثر مرحوم "بیژن نجدی" از مجموعه داستانهای "یوزپلنگانی که با من دویده اند" .

لینک دانلود

 

بیژن نجدی+سپرده به زمین

بازگشت دوباره استاد با چراغ و آینه


کتاب جدید جناب استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با نام «با چراغ و آینه؛ در جست‌وجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران» در 768 صفحه با قیمت 27هزار تومان از سوی نشر سخن منتشر شد.


ایسنا گزارش داد: نویسنده در این کتاب به بررسی تأثیر ترجمه‌ آثار ادبیات جهان بر شعر معاصر فارسی می‌پردازد. او پس از پرداختن به مجموعه‌ عوامل مؤثر اجتماعی ـ سیاسی در انقلاب مشروطه و پیش از آن بر شعر فارسی، به تبیین زمینه‌ها و چگونگی تأثیر ترجمه بر شعر معاصر ایران می‌پردازد و معتقد است، «تحولات شعر مدرن فارسی در قرن اخیر، تابعی است از متغیر ترجمه‌ ادبیات و شعر اروپایی در قلمرو زبان پارسی.»


جناب استاد دکتر شفیعی کدکنی کتاب «با چراغ و آینه» را به ایرج افشار تقدیم کرده است.


استاد شفیعی کدکنی 18 شهریورماه سال ‌1318 در کدکن ـ از روستاهای تربت حیدریه ـ متولد شده است. او در حوزه‌ شعر، تحقیق و نقد ادبى، سبک‏‌شناسى شعر فارسى و عرفان ایرانى، آثار بسیارى منتشر کرده است. از جمله آثار این شاعر و استاد زبان و ادبیات فارسی به «قلندریه در تاریخ»، «موسیقى شعر»، «این کیمیاى هستى»، «ادوار شعر فارسى»، «شعر معاصر عرب»، «شاعر آینه‌ها» (بررسی سبک هندی و شعر بیدل)، «تازیانه‌های سلوک» (نقد و تحلیل چند قصیده از سنایی)، «نوشته بر دریا» از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، «چشیدن طعم وقت» از میراث عرفانی ابوسعید ابوالخیر و تصحیح «اسرارنامه»، «مصیبت‌نامه»، «منطق‌الطیر» و «مختارنامه» عطار نیشابوری می‌توان اشاره کرد.


همچنین مجموعه‌های شعر «زمزمه‌ها»، «شب‌خوانی»، «از زبان برگ»، «در کوچه‌باغ‌های نشابور»، «مثل درخت در شب باران»، «از بودن و سرودن»، «بوی جوی مولیان»، «مرثیه‌های سرو کاشمر»، «خطی ز دلتنگی»، «غزل برای گل آفتابگردان»، «ستاره‌ دنباله‌دار» و «در ستایش کبوترها» از دیگر آثار این او هستند.

 
ساکنان پایتخت، برای تهیه این کتاب و سایر کتاب های جناب استاد دکتر شفیعی کدکنی‌ (در صورت موجود بودن در بازار نشر) کافیست با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند

پوستر اسکار 2012 اصغر فرهادی

 

وبلاگ تخصصی زبان و ادبیات فارسی، موفقیت جناب آقای اصغر فرهادی کاگردان و نویسنده فیلم بیادماندنی جدایی نادراز سیمین بعنوان بهترین فیلم خارجی زبان در اسکار ۲۰۱۲ را به ایشان و اهالی فرهنگ و هنر پارسی تبریک و شادباش میگوید.

پوستر اسکار 2012+اصغر فرهادی

 

برای مشاهده پوستر در ابعاد بزرگتر کلیک بر روی این لینک فرمایید

ابراهیم یونسی درگذشت

 

ابراهیم یونسی

 

ابراهیم یونسی نویسنده و مترجم پیشکسوت کشورمان پس از پشت سر گذشتن یک دوره بیماری ظهر امروز دار فانی را وداع گفت.

سیروان یونسی دختر زنده‌یاد ابراهیم یونسی با تایید خبر درگذشت پدرش گفت: پدرم ظهر امروز چهارشنبه ۱۹ بهمن ماه بعد از یک دوره بیماری، از دنیا رفت و ما را تنها گذاشت.

وی ادامه داد: پیکر ایشان فردا به بهشت زهرا برده می‌شود و از آنجا برای خاکسپاری به سمت بانه زادگاه پدرم خواهیم رفت تا او را در زادگاهش به خاک بسپاریم.

ابراهیم یونسی از نویسندگان و مترجمان شاخص کشورمان بود که بیش از ده‌‌ها عنوان کتاب نوشته و ترجمه کرده بود و بسیاری از آثار مطرح ادبیات جهان و آثار پژوهشی با ترجمه وی در ایران شناخته ‌شده‌اند. وی همچنین برخی از نویسندگان غربی را برای نخستین‌بار به ایرانیان معرفی کرد.

ابراهیم یونسی، نویسنده و مترجم پیش‌کسوت، متولد سال ۱۳۰۵ در شهر بانه است. وی بیش از ۱۰ کتاب تالیفی و ۶۰ ترجمه را در کارنامه ادبی خود ثبت کرده است.

فعالیت‌های سیاسی او پیش از انقلاب، منجر شد که رژیم پهلوی بعد از کودتای ۲۸ مرداد، یونسی را زندانی و محکوم به اعدام کند. او سپس با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد.

یونسی بعد از انقلاب اسلامی، اولین استاندار کردستان بود. از میان آثار تالیفی این نویسنده و مترجم می‌توان آثاری را چون «هنر داستان نویسی» رمان «مادرم دوباره گریست»، «گورستان غریبان»، «شکفتن باغ» و «اندوه شب بی‌پایان» برشمرد و از میان انبوه ترجمه‌های این مترجم می‌توان به این آثار اشاره کرد: «آروزهای بزرگ»، «اسپارتاکوس»، «تاریخ ادبیات روسیه»، «جنبه‌های رمان»، «داستان دو شهر»، «دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده»، «سه رفیق» و «تاریخ اجتماعی هنر».

به گزارش مهر،او که ماه‌های اخیر را در بستری بیماری به سر می‌برد و ۲ سال اخیر از بیماری آلزایمر رنج می‌برد. او در گفتگوهای قبلی خود از اینکه دیگر نمی‌توانست بنویسد و ترجمه کند به شدت ابراز ناراحتی می‌کرد. البته وی می‌گفت که با حقوق اندک بازنشستگی توان پرداخت هزینه‌های سنگین درمان را هم ندارد.

"ما نیز به نوبه خود فقدان ایشان را به اهالی فرهنگ و ادب پارسی تسلیت عرض میکنیم"

منبع خبر

خبر مرتبط

گزارش تصویری ایپنا در آخرین عیادت از ایشان

انتقاد شفیعی کدکنی از بی‌نظمی و شلختگی شاعران

  دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

استاد محمدرضا شفیعی‌کدکنی با اشاره به این‌که بیش از هزار شاعر خوش‌قریحه و جدی در دوران پس از پیروزی انقلاب  پرورش یافته‌اند، پیشنهاد تدوین و انتشار آنتولوژی ـ شناخت‌نامه ـ شعر بعد از انقلاب را مطرح کرد.

شامگاه پنجشنبه در دیداری صمیمی، جمعی از شاعران کشور به منزل دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی رفتند تا جویای حال او شوند که این روزها به قول خودش کمی «گرفتار دارو و دکتر» است.در این دیدار شفیعی‌کدکنی پیشنهادها و راهکارهای جالبی برای جریان شعر امروز داشت که مهم‌ترین آن‌ها تدوین شناخت‌نامه و هستی‌شناسی شعر انقلاب بود...

باقی در ادامه مطلب

ادامه نوشته

تفسیر پست مدرن از مولوی ؛ دکتر اصغر دادبه

 

دکتراصغر دادبه 

تفسیر مدرن و پست مدرنیستی از مولوی؟

هم نه، هم آری؛ اما چگونه نه و چگونه آری؟!

نخست: این گونه تفسیرها نه تنها از اشعار مولوی صورت می‌گیرد که گاه شاهد چنین تفسیرهایی از اشعار دیگر شاعران نیز هستیم؛ از آن جمله است تفسیر بیت معروف هاتف اصفهانی از این بیت:

دل هر ذره را که بشکافی               آفتابیش در میان بینی

که مفسران بسیار نوگرا، آن را با ماجرای شکسته شدن اتم (نشکن = جزءلایتجزا) تطبیق می‌کنند.
تطبیق ماتریالیستی ابیات مولانا؛ این ابیات:

از جمادی مردم و نامی شدم                     وز نما مردم ز حیوان سر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم                  پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

با نظریه تکامل داروین و نمی‌دانم چگونه معمای ادامه سخنان مولانا را حل کرده‌اند!

نوبت دیگر بمیرم از بشر                 تا بر آرم از ملایک پر و سر
بار دیگر از ملک پران شوم                 آنچه اندر وهم ناید آن شوم

چون مسلما دامنه تکامل داروین به جهان فرشتگان نمی‌رسد و تا عالم ملایک پیش نمی‌رود تا چه رسد به آن سوی عالم ملایک. اگر داروین برای نمونه یک مسیحی مؤمن هم بود، حکایت تکامل را که بحثی علمی یا با نگاهی علمی ـ فلسفی است، با مسائل متافیزیکی نمی‌آمیخت.

در این موارد توجه به نکاتی چند بایسته می‌نماید:

باقی در ادامه مطلب

+

مصاحبه با دکتر دادبه در روزنامه اطلاعات
 

ادامه نوشته

گزارش کاملِ همایش از بلخ تا قونیه

درود به روان پاک حضرت مولانا که باعث شد ۲ روز رویایی و عسل واره را در کنار استادان عالم و دوست داشتنی سپری کنیم. جای همه ی کسانی که نبودند خیلی خالی بود .

خلاصه ای مکتوب ازسخنرانیهای روز اول

1    2     3

خلاصه ای مکتوب از سخنرانیهای روز دوم

4    5     6  (مثنوی خوانی حسام الدین سراج و اجرای نقالی توسط هنرمند نوجوان خانم یاسمین گلزار )

 

تصاویر همایش بین المللی از بلخ تا قونیه از سایتهای مختلف :

 

از مرکز بین المللی همایش های رایزن

از خبرگزاری فارس

از خبرگزاری مهر

از خبرگزاری کتاب ایران

از خبرگزاری قرآنی ایران

از خبرگزاری پانا 1

از خبر گزاری پانا 2

 

فیلم سخنرانی استادان گرامی در همایش از بلخ تا قونیه :

 

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید

 

 

ادامه نوشته

کنفرانس جهانی از بلخ تا قونیه

 

کنفرانس جهانی از بلخ تا قونیه

 

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، جان جهانِ ادبِ صوفیه که نفحاتِ انفاسِ رحمانیِ اندیشه‌های بی‌بدیلش چون نفخات قدس، جان و روح آدمی را می‌نوازد. مولوی نه فقط در نگاه ایرانیان که از منظر فرهیختگان جهان، انسانی کامل و عارفی و اصل است که زمان‌ها در زمینۀ آراء و افکارش سخن گفته‌اند و خواهند گفت: قصه‌ای که بی‌گمان همچنان ناتمام خواهد ماند.

همایش «از بلخ تا قونیه»، کوششی است که با هدف بازنمودن جلوه‌هایی از اندیشه و آثار این بزرگ انسانِ جهان ایرانی، برگزار می‌گردد.

زمان:

شنبه 26 آذر 1390، ساعت 8:30 صبح الی 6  بعدازظهر

یک‌شنبه 27 آذر 1390، ساعت 9 صبح الی 6 بعدازظهر

نشانی:

نیاوران، کاشانک، نرسیده به آجودانیه، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تالار رسول اکرم(ص)

 

هیئت برگزار کنندۀ کنفرانس جهانی بزرگداشت مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

کاظم موسوی بجنوردی : ریاست مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی

محمدعلی موحد: دبیر افتخاری

اصفر دادبه: دبیر علمی

مرحوم ایرج افشار: کمیتۀ علمی

فتح‌الله مجتبائی: کمیتۀ علمی

نصرالله پورجوادی: کمیتۀ علمی

صادق سجادی: کمیتۀ علمی

علی میرانصاری: دبیر اجرایی

حسن موسوی بجنوردی: معاونت اجرایی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی

 

جدول برنامه های همایش را در اینجا ببینید

 

pdf یک مقاله مهم، برای اولین بار در اینترنت

 

دکتر حمیدرضا شایگان فر 

برای اولین بار در اینترنت، مقاله ی بسیار مهم و روشنگر جناب استاد دکتر حمیدرضا شایگان فر با اجازه ایشان بصورت  pdf برای دانلود و استفاده محققین و اهالی علم و ادب و اندیشه درج گردید.

نام مقاله :

مأخذ داستان شیخ صنعان، "اسطوره ی فراموشی و تذکر" با قلم  جناب استاد دکتر حمیدرضا شایگان فر

لینک دانلود

گزارش درس گفتارها/ماخذ داستان شیخ صنعان/شهر کتاب مرکزی

گزارش تصویری درس گفتارها/ماخذ داستان شیخ صنعان/شهر کتاب مرکزی

 

دانلود داستان چرا دریا طوفانی شده بود؟

 

دوستان کارگاه خوانش، بررسی و نقد داستان خوش آمدید:

 

داستان "چرا دریا طوفانی شده بود؟" از مجموعه داستان "انتری که لوطیش مرده بود" صادق چوبک را میتوانید از اینجا دانلود کنید:

 

دانلود+چرا دریا طوفانی شده بود؟

شعری که کمتر خوانده اید !

« بازهم باران » شعر منتشر نشده اي از اخوان است كه در دفترهاي شعر او نيامده؛ اين شعر را – كه در بهار سال 1357 سروده شده – از مجلة دنياي سخن، شمارة 59، اسفند 72، ص 50 نقل مي كنيم.گفتني است كه خبرگزاري ميراث فرهنگ نيز در شهريور 1383 – و به مناسبت سال مرگ اخوان – اين شعر را منتشر كرد كه در برخي سايتهاي اينترنتي و نشريه ها – مانند روزنامه شرق در تاريخ 5/6/83_در دسترس دوست داران شعر اخوان قرار گرفت.

باز هم باران
باز هم آن روزها و شب هايي كه همرنگند
روز هيچ از روز پيدا ني
و شب از شب نگسلد گويي
 آه.... گويا باز هم بايد
هفته اي را رفته پندارم
هفته اي زرين
از شبانروزان فروردين
غرق خواهد گشت در بيهودگي شايد
بس كه باران شبانروزي
آيد و آيد
و دريچه روزني زين سقف ماتم فام نگشايد
***
 باز هم آن روز و شب هايي كه تاريكند
روز همچون شب چراغ رنگ ها خاموش
 همچنان رنگ چراغان، مات
بازگويي تا پسين واپسين ايام
همچنان در گريه خواهد بود
اين سياه، اين سقف ماتم، بام بي اندام
 ***
 باز باران، باز هم باران
چون پرير و دوش و دي، امروز
باز باراني كه ساعت هاست مي بارد
زين سياه ساكت دلگير
 قطره ها پيوسته همچون حلقه زنجير
باز آن ساعات پي در پي نشستن، وز پس شيشه
اشك ريزان خدا را ديدن و ديدن
گوش دادن، غرق انديشه
از مدام ناودان ها ضجه شب را
و گشودن گاه با ترجيع تصنيفي
بسته لب را
و نياوردن به خاطر هيچ مطلب را
***
 محرم غمگينم، اي شيطان شعر، اي نازنين همزاد
 باز در اين تيرگي ها از تو خوشنودم
با شگفتي هاي هستي – اين كهن بازيچه بيهودگي – امشب
از تو خوشنودم كه بازم پاره اي بر آفرينش زهر خنداندي
 از تو نيز اي باده خرسندم
سرد نوشاندي مرا و گرم پوشاندي
و سپاست مي گزارم، اي فراخاي خيال امشب
كاندرين باران بي پايان
همچنان بي انقطاع آيان
با سكوت سرد من دمساز
همعنانم تا ديار ناكجا راندي
و رسيلم بودي و ترجيع شيواي خموشي را
در حزين ساز من،
سوي چشم انداز روحم، باغ تنهايي
راندي و آنكه مرا خواندي
 به تماشاي تماشايي
 ور نه امشب، باز هم باران
زندگي را زهر من مي كرد.
ورنه كس جز بي كسي آيا
با سكوت من سخن مي كرد؟

 

برای مشاهده کلیک کنید

ممیزی ارشاد به فکر حذف «شراب» و جایگزین کردن «آب انار، آب آلبالو و آب زرشک» است

 

فکر کنید اگه این اتفاق رخ بده  چه بلایی سر ادبیات و اشعار بزرگان ما خواهد افتاد ؟!!! ...

استاد خسرو معتضد

معتضد می‌نویسد «گویا قرار (است) ادبیات یکسان و یک جور شود.‌‌ همان طور که قرار شده است هر یک از اقشار مملکت لباس یکسان بپوشند تا کاملا مشخص باشند...» او پس از اشاره به این تصمیم جدید از تجربه کشورهای دیگر در یکسان کردن جامعه می‌گوید «در شوروی سابق، آلمان نازی، چین کمونیست، کره شمالی، همه کشورهای بلوک شرق قالب ساختن برای ادبیات و هنر و صنایع مستظرفه و هنر هفتم جواب نداد... نویسنده با ابلاغ و بخشنامه سر‌شناس نمی‌شود. استعداد فیلم ساز به زور بلیط مجانی و اجبار همه اماکن به نمایش فیلم شکفته نمی‌شود. روزنامه نگار با دستور اداری صاحب ذوق و قریحه نشده و هنرمند به زور و فشار در دل مردم راه نمی‌یابد».

متن کامل در اینجا

فراخوان مقاله برای روز بزرگداشت حافظ و مولانا

 

پوستر فراخوان مقاله ی انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی

دانشگاه آزاد  اسلامی واحد تهران شمال

پوستر فراخوان مقاله در ابعاد بزرگتر

پوستر فراخوان مقاله حافظ و مولانا

 

راهنمای پذیرش مقالات انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی 

راهنمای پذیرش مقالات انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی

هدف انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی، افزایش سطح دانش استادان و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی و دیگر علاقه مندان به شعر و ادب است . انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه آزاد اسلامی - تهران شمال) با در نظر گرفتن شرایط زیر مقاله می پذیرد :

 

۱. مقاله در نشریه ی دیگری چاپ و یا همزمان برای سایر مجلات داخلی و خارجی ارسال نشده باشد و اختصاصاً برای این فراخوان نگاشته شده باشد .

۲. مقاله ی ارسالی باید شامل ۷ بخش باشد : ۱) خلاصه، به میزان ۱۵۰ کلمه یا حداکثر ۱۵ سطر؛ ۲) واژه های کلیدی؛ ۳) درآمد(= مقدمه)؛ ۴)متن مقاله؛ ۵)نتیجه گیری؛ ۶)یادداشت ها و پی نوشت ها شامل توضیحات لازم (= جانشین پاورقی)؛ ۷) کتابنامه .

۳. ارجاع به منابع، درون متن صورت می گیرد، بدین صورت (نام نویسنده، تاریخ انتشار: ذکر شماره صفحه یا جلد و صفحه).

۴. مقاله باید تحقیقی و حاصل کار پژوهشی نویسنده یا نویسندگان باشد.

۵. مقاله ی ارسالی در سه نسخه تایپی (در برگ A4)، با فونت zar اندازه ۱۳، به صورت یک رو، همراه CD حاوی متن تایپی به صورت یک فایل word ارسال گردد. در نسخه ی اصلی، مشخصات کامل نویسنده یا نویسندگان ذکر شود و نسخه های دیگر به صورت کپی و بدون ذکر نام باشد.

۶. در صفحه ی اول مقاله، موارد زیر مشخص شده باشد:

   عنوان کامل مقاله؛

    نام نویسنده یا نویسندگان؛

    میزان تحصیلات، رشته ی تحصیلی، دانشگاه محل تحصیل؛

    نشانی کامل نویسنده؛ شامل: نشانی پستی و کد پستی، شماره تلفن، دورنگار یا پست الکترونیکی؛

۷. فهرست منبع ها به ترتیب الفبا، بدین صورت: نام خانوادگی مؤلف، سال نشر، نام مؤلف، نام اثر، نام مترجم یا مصحح، جای نشر، ناشر.

۸. مقاله های ارسالی پس از داوری از سوی استادان متخصص و اعلام نظر؛ رتبه بندی شده و با نفرات برتر تماس گرفته خواهد شد.

۹. درصورت چاپ مقالات برگزیده در نشریه انجمن و یا در نشریه علمی - پژوهشی جستارهای ادبی ، مسئو لیت صحت و سقم مطالب مندرج در مقاله ها به لحاظ علمی و حقوقی به عهده ی نویسنده یا نویسندگان است.

۱۰. حجم مقاله حداقل ۱۲ صفحه و حداکثر ۳۰ صفحه باشد (در برگ A4) و یا حدود ۳۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ کلمه باشد.

۱۱. محققینی که در مقاله خود از استاد راهنما یا استاد مشاور استفاده نموده اند حتماً در صفحه نخست مشخصات کامل آنها شامل: نام و نام خانوادگی، رتبه ی علمی و نام و مؤسسه و یا دانشگاه محل اشتغال ایشان را ذکر نمایند.

 

ملاحظات :

۱. مهلت ارسال مقالات تا تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۹۰ خواهد بود، این تاریخ به هیچ وجه قابل تمدید نخواهد بود.

۲. انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی در رد یا قبول مقاله و در ویراستاری نهایی برای چاپ در نشریه آزاد است .

۳. مقاله های دریافتی مسترد نخواهد شد.

۴. پس از چاپ مقاله های تأیید شده، ۳ نسخه از نشریه به هر نویسنده اهداء خواهد شد.

 

باتشکر و سپاس

انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی-واحد تهران شمال

   

شعر انتظار و مفهوم اميد و انتظار در شعر فارسي

 

دکتر بهرام پروین گنابادی

گفتگوی کمی قدیمی اما همیشه تازه ی رشید کاکاوند با استاد عزیزم دکتر بهرام پروین گنابادی در برنامه دو قدم مانده به صبح با موضوع «شعر انتظار و مفهوم اميد و انتظار در شعر فارسي.»

 (به مناسبت نیمه شعبان)


فایلهای صوتی این گفتگو را میتوانید اینجا مشاهده کنید


متن خلاصه ی این گفتگو

قسم خوردم من کمونیستی نیستم!


دانلود pdf گفتگو با سید علی صالحی درباره دوکتاب جدید و روزگار این روزهایش

شعر کانکریت یا شعر تجسمی (Concrete Poetry)


اصطلاح "شعر کانکریت یا شعر تجسمی" در اوایل دهه پنجاه میلادی همزمان توسط اوجین گومرینگر(Eugen Gomringer) در سوئیس واویویند فاهلستروم (Öyvind Fahlström) در سوئد به وجود آمد. شعر کانکریت یا تجسمی مجموعه ای از کلمات، حروف یا سمبولهایی است که معنی آن هم به وسیله آنچه می گوید و هم به وسیله شکل ظاهریشان استخراج میشود. در اوایل قرن ۱۷ میلادی نیز شاعرانی مانند جرج هربرت (George Herbert) شعر کانکریت یا تجسمی را تجربه کرده اند. بعضی از شعرهای کانکریت یا تجسمی از کلمات استفاده نمی کنند; و به جای آن سمبولهای تصویری برای خوانده شدن کنار هم چیده میشوند. شعر تجسمی زیر با نام "قو و سایه" (Swan and Shadow) ازجان هلندر(John Hollander) میباشد :

Dusk
Above the
water hang the
loud
flies
Here
O so
gray
then
What A pale signal will appear
When Soon before its shadow fades
Where Here in this pool of opened eye
In us No Upon us As at the very edges
of where we take shape in the dark air
this object bares its image awakening
ripples of recognition that will
brush darkness up into light
even after this bird this hour both drift by atop the perfect sad instant now
already passing out of sight
toward yet-untroubled reflection
this image bears its object darkening
into memorial shades Scattered bits of
light No of water Or something across
water Breaking up No Being regathered
soon Yet by then a swan will have
gone Yes out of mind into what
vast
pale
hush
of a
place
past
sudden dark as
if a swan
sang

 


و این هم یک شعر زیبای کانکریک فارسی :


شعر کانکریت


   و این هم یک سایت جالب برای اینکه بصورت آنلاین شعر کانکریت به زبان انگلیسی بگوئید !!!

برای مطالعه ی بیشتر


منبع 1

منبع 2

پسر نیما یوشیج:طاهباز و براهنی در اشعار نیما دست برده‌اند

طاهباز دست‌خط نیما را نمی‌توانست بخواند با رضا براهنی، هر دو در شعر نیما دست بردند و جاهایی را که نمی‌توانستند بخوانند کلمه دیگری جایگزین کردند.


مریم آموسا: «شراگیم یوشیج» تنها بازمانده نیما یوشیج است که پیش از انقلاب اسلامی ایران در تلویزیون ملی به عنوان کارگردان فعالیت می‌کرد و در سال 1362 به همراه همسر و تنها دخترش راهی کشور آمریکا شد و سال‌هاست که در شهر واشنگتن زندگی می‌کند. او پیش از مهاجرت از ایران شخصا و به همراه سیروس طاهباز بر انتشار میراث نیما نظارت می‌کرد اما حالا می‌گوید پس از مهاجرتش به آمریکا، سیروس طاهباز برای انتشار اشعار و دست‌نوشته‌های نیما به دلیل اینکه قادر به خواندن دست خط نیما نبود به همراه رضا براهنی که با هم رفقاتی داشتند و همسایه بودند، جای کلماتی که از پس خواندنش بر نمی‌آمدند، کلمه جایگزین گذاشتند و به نوعی در شعر نیما دست بردند...گفت‌وگوی خبرآنلاین با فرزند نیما را به همین بهانه و همچنین تلاش برای چاپ آثار صوتی از اشعار پدر شعر نوی ایران، بخوانید...

(باقی در ادامه مطلب)
ادامه نوشته

تقويم ادبي ارديبهشت ماه :

1- روز بزرگ داشت شيخ اجل سعدي- 1 ارديبهشت

2- سهراب سپهري- شاعر و نقّاش- درگذشت- 1359/2/1

3- محمد مختاري- شاعر و منتقد- زادروز- مشهد 1321/2/1

4- دكتر سيمين دانشور- داستان نويس- زادروز- شيراز 1300/2/1

5- دكتر قيصر امين پور- شاعر- زادروز- گتوند دزفول 1338/2/2

6- روز بزرگ داشت شيخ بهايي- 3 ارديبهشت

7- محمّد حقوقي- شاعر و منتقد- زادروز- اصفهان 1316/2/13

8- دكتر علي محمّد حق شناس- مترجم- زادروز - جهرم 1219/2/14

9- بديع الزمان فروزانفر- شاعر- زادروز - تهران 1349/2/16

10- مهرداد اوستا- شاعر- وفات- تهران 1370/2/17

11- يدالله رؤيايي- شاعر- زادروز- دامغان 1311/2/17

12- جمال مير صادقي- داستان نويس- زادروز- تهران 1312/2/19

13- ياد روز حكيم ابوالقاسم فردوسي- 25 ارديبهشت

14- روز بزرگداشت حكيم عمر خيّام- 28 ارديبهشت

15- احمد رضا احمدي- شاعر- زادروز - كرمان 1319/2/30

16- دكتر محمّد خزائلي - محقّق- درگذشت - 1353/2/31

pdf کتاب خطاب به پروانه ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم


    رضا براهنی «خطاب به پروانه ها» را، که گزیده ای است از شعرهای 69 تا اوایل هفتاد و سه ی او، مهم ترین مجموعه شعر خود می داند.

    حرکت از شعر تک وزنی به سوی اوزان مرکب و ترکیبی و شعر چند صدایی، رهایی تدریجی از استبداد نحوی زبان و حرکت به سوی آفریدن همه ارکان زبان در یک شعر - با نتی که نه عروض کلاسیک و نیمایی، بلکه ذهن خواننده باید برای شعر پیدا کند، آزاد کردن شعر از قید تصویر، مفهوم ، احساس و وزن خارج از ساختار شعر و ارجاع ناپذیر کردن شعر به اجزای بیرون از شعر، به صورتی که شعر موضوع اصلی خود، یعنی زبان و زبانیت خود را، برخ بکشد، از ویژگی های اساسی تعداد زیادی از شعرهای این کتاب است.

    در مقاله نظری ضمیمه کتاب ، «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم» ، براهنی ضمن بر شمردن تضادهای حاکم بر نظریه پردازی نیما و شاملو و شعرهای اینان، در برابر نظریه و شعرهای آنان و آرای شاعران دیگر و شعرهایشان، نظریه جدیدی را مطرح می کند که به زعم او، شعر فارسی با تکیه بر آن، می تواند خود را از بن بست شعر کهن و شعر نیمایی و شعر سپید نجات دهد. شاید این نظریه بحث انگیزترین حرف براهنی در شعر فارسی باشد.


برای دریافت این کتاب کلیک کنید

مراسم بزرگداشت سيدحسن حسيني برگزار شد

    بزرگداشت مرحوم سيد حسن حسيني ـ شاعر معاصر ـ با حضور نويسندگان، شعرا و اهل ادب و اصحاب رسانه در انجمن شاعران ايران برگزار شد.

(باقی در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

آثار وشعر سيد حسن حسيني باز خواني مي شوند



انجمن شاعران ايران: آیین تجلیلی از مرحوم دکتر سید حسن حسینی، پنج شنبه 19 اسفند ماه 1389 در انجمن شاعران ایران برگزار خواهد شد.


در این مراسم خانواده این شاعر، استاد فقید دانشگاه و پژوهشگر برجسته حوزه شعر، ادبیات و سینما حضور خواهند داشت و برنامه هایی نظیر پخش فیلم و صدا از دکتر حسینی، سخنرانی درباره شعر و آثار تحقیقی او، اجرای موسیقی و شعر خوانی شاعران جوان برگزار خواهد شد. در طی این مراسم نمایشگاهی از عکس ها و کتاب های این شاعر و نویسنده در انجمن شاعران ایران دایر خواهد بود. این آیین از ساعت 17 تا 20 پنج شنبه نوزدهم اسفند ماه در انجمن شاعران ایران واقع در خیابان شهید کلاهدوز (دولت) نبش کوچه شهید نعمتی برگزار خواهد شد.

(باقی در ادامه مطلب)
ادامه نوشته

گفتگوی اختصاصی با جناب استاد دکتر شایگان فر

 

دکتر حمیدرضا شایگان فر


1) حضرت استاد، برای آشنایی بیشتر دوستان، خودتان را معرفی فرمائید.

     با تشکر از لطف شما، بنده مدرس ادبیات فارسی هستم.

2) لطفاً از خانواده و دوران تحصیل خود در کودکی و نوجوانی بفرمائید.
     پدرم تکنسین برق در سازمان آب و برق خوزستان بود و مادر هم خانه‌ دار؛ دوران کودکی و نوجوانیِ من مثل اغلب بچه‌ها در بی‌ خیالی و بازی و شیطنت گذشت.

3) علاقۀ شما به ادبیات از چه زمانی شکل گرفت و علت آن چه بود؟
     همیشه از کودکی به دو چیز علاقه داشتم: ادبیات و کارهای فنی؛ چیزی در منزل ما نبود که خراب شود و من نتوانم درستش کنم اما ادبیات را از دورۀ دبیرستان جدی گرفتم. در کتابخانۀ مرکزی شهر، کتابی در بارۀ ادبیات نبود که من ندیده یا نخوانده باشم.

4) چه شد که رشتۀ زبان و ادبیات را برای تحصیلات عالی خود انتخاب نمودید؟
     فقط علاقه بود. زمانی که وارد دانشگاه شدم، به فکر شغل آینده یا درآمد احتمالی از این رشته نبودم؛ گمانم بر این بود که فقط بتوانم به طور دقیق‌تر و عمیق‌تری با ادبیات آشنا شوم و همیشه یکی از آرزوهای من مطالعۀ متون ادبی بویژه متون کهنِ فارسی بود بدون این که نیاز به فرهنگ لغت داشته باشم که به این آرزو تا حد زیادی رسیدم.

5) از دوران حضورتان در دانشگاه علامه طباطبایی و دوستان و اساتیدتان بفرمائید؟
     بهترین سالهای زندگی‌ام بود؛ استفاده از محضر استادان بزرگی چون دکتر شمیسا، دکتر دادبه، دکتر کزازی و دکتر صفوی... و داشتنِ دوستانی که اغلبشان امروز، در کار خود پیشرفت کرده‌اند.

6) در چه سالی و چگونه ازدواج نمودید؟
     در سال دوم دورۀ کارشناسی در دانشگاه علامه (سال 1365) با همکلاسی خود، خانم موسایی ازدواج کردم.

7) به تجربه بفرمائید زندگی با همسری که هم‌ رشتۀ شما هستند و ایشان نیز در دانشگاه به تدریس مشغولند، با یک زندگی عادی چه تفاوتهایی دارد؟ و آیا انتخابهایی از این دست را برای جوانان پیشنهاد می‌فرمائید یا خیر (منظور از لحاظ شأن علمی و مراتب ایشان است)؟
     تفاوت خاصی با زندگی دیگران ندارد؛ مثل اغلب زوجهایی که هر دو سرِ کار می‌روند، ما نیز هر کدام کارِ خود را می‌کنیم؛ اما این که ازدواج با همکلاس، بویژه در رشتۀ یکسان را پیشنهاد می‌کنم یا نه؟ باید بگویم البته همرشته بودن باعث می‌شود که دو نفر، حرف همدیگر را بهتر بفهمند و اشتراک زیادی در عقاید پیدا کنند؛ بخصوص این که خاطراتِ مشترکِ دوران کارشناسی(لیسانس) برای هر دو بسیار لذت‌بخش است و معمولاً به تجربه دیده‌ام ازدواج دو دانشجوی همکلاس و همدوره موفق خواهد بود اما مسأله فقط همین نیست؛ به عنوان یک پدر همیشه به دانشجویان در کلاسها اگر فرصتی پیش آید، گوشزد می‌کنم که ازدواج، مهمترین اتفاق زندگیِ هر فرد محسوب می‌شود.
     برای ازدواج با هر کسی که می‌خواهد باشد، لازم است تا طرفین حتماً نسبت به هم تحقیق کنند و اطلاعات کاملی از فرد مقابل، خانواده و اطرافیان وی حاصل کنند و در نهایت هردو با رفتن نزدِ یک روانشناسِ خوب، نسبت به شناخت شخصیت خود و طرف مقابل اقدام کنند و حتماً در صورت تایید مشاور، ازدواج کنند؛ شاید انجام آنچه گفتم سخت به نظر برسد اما از بسیاری اشکالات احتمالی در زندگیِ آینده (حداقل چهل سال زندگی مشترک) جلوگیری می‌کند.

8) چه شد که در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری نیز رشته زبان و ادبیات فارسی را انتخاب نمودید؟
     علاقه.

9) از اساتید سالهای تحصیلتان بفرمائید؟
     برای یادکردِ استادان بزرگواری که بهترین سالهای زندگی‌ام را در خدمتشان بودم و هستم، از برخی از آنان نام می‌برم: دکتر سیروس شمیسا که نگاه تازه به افقهای نو بر ادبیات کهن و جدید را در اغلب دروس، دانشجویان مرهون اویند؛ دکتر اصغر دادبه برای درسهای حافظ، عرفان و...؛ دکتر میرجلال‌الدین کزازی برای درس شاهنامه؛ مرحوم دکتر یدالله شکری برای درس بدیع؛ مرحوم دکتر سید محمود طباطبایی برای درس تاریخ اسلام؛ مرحوم دکتر معصومه دقیق برای درس قابوسنامه؛ مرحوم دکتر سید ضیاءالدین سجادی برای درس خاقانی؛ دکتر مهدخت معین(دختر دکتر معین) برای درس تاریخ طبری؛ دکتر جلیل تجلیل و دکتر سید محمد حسینی برای دروس عربی؛ دکتر اسماعیل حاکمی برای درس جهانگشای جوینی؛ دکتر موسوی بهبهانی برای درس تاریخ عقاید اسلامی؛ دکتر مهدی محقق برای درس ناصرخسرو و... .

10) یقیناً در سالهای دانشجویی متحمل مشکلات و سختی‌هایی گشته‌اید، اگر خاطره‌ای از آن روزگار دارید بفرمائید و بفرمائید چگونه آن مشکلات را سپری کردید و چرا آن مشکلات مانع رسیدن شما به مراتب بالاتر نشد؟
     یکی از مشکلات، نداشتن یا کم داشتنِ پول برای خرید کتاب بود؛ اما باید بگویم کسی که به کار و هدف خودش ایمان دارد و اهل قُر زدن نیست و این که بخواهد ناکامی‌های خودش را به گردن دیگران بیندازد، بر هر مشکلی فایق می‌آید.

11) از چه سالی به تدریس پرداختید و بفرمائید در چه دانشگاهها و نهادهایی تدریس فرموده اید؟
     از سال 69؛ بیش از یک دهه در دانشگاه آزاد بروجرد تدریس کردم و باید بگویم خاطرات بسیار خوبی از دانشجویان آنجا و آن سالها دارم. اغلب دانشجویان به نوعی هنرمند بودند و بیشترشان در رشته و کار خود موفقیتهای بسیاری کسب کردند. تنها سختیِ کار، مسافرت هر هفته به بروجرد از به در می‌کرد. برای ترم‌هایی نیز در دانشگاه آزاد اراک و دانشگاه علامه طباطبایی تدریس کرده‌ام؛ همچنین تدریس در دوره‌های دانش‌افزایی برای دانشجویان و استادان خارجی که گاهی در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می‌شود.

12) اگر ممکن است خاطره ای از دوران تدریس خود بفرمائید.
     یک روز، هفته‌های آغازین ترم بود و هنوز دانشجویان با نام همدیگر آشنا نبودند. در کلاسی قرار شده بود من نام دانشجو را ببرم؛ او برخیزد و به پرسشهای من در زمینۀ درسِ هفتۀ پیش پاسخ دهد و با بردنِ نام دانشجوی دیگر، او بنشیند و دانشجویی که نام برده‌ام برخیزد؛ دانشجویی به پرسشهایم پاسخ می‌داد که من نام دانشجوی بعدی را گفتم: «نهایت»!  گمانم بر این بود که دانشجوی قبلی می‌فهمد و با شنیدنِ نامِ نهایت می‌نشیند و آقای نهایت برمی‌خیزد اما «نهایت» غایب بود و دانشجوی قبلی هم منظور مرا نفهمید و هاج و واج به من نگاه می‌کرد؛ من دوباره صدا زدم: نهایت! دانشجو گفت: استاد نهایت را هنوز درس نداده‌اید! گفتم: نه من می‌گویم: نهایت کجاست؟ دانشجو با دستپاچگی گفت: استاد شما نهایت را درس نداده‌اید که بدانیم کجاست! بقیۀ دانشجویان که گمان می‌کردند ممکن است حالا نام آنان را ببرم و همین پرسش را از آنان بپرسم، آنها نیز در تأیید حرف او همگی گفتند: استاد راست می‌گه شما نهایت را درس نداده‌اید!

13) معمولاً از چه دانشجویانی آزرده خاطر میشوید و برای چه دانشجویانی اهمیت بیشتری قائل میشوید؟
     این روزها که بسیاری از دانشجویان حداقل در رشتۀ ادبیات، از سر بی‌علاقگی و فقط برای وقت گذراندن به کلاس می‌آیند، خستگی و آزردگیِ معلم، بسیار بیشتر از رضایت اوست؛ البته همیشه دانشجویان علاقه‌مند و نخبه‌ای هم هستند که شوق تدریس را در معلم برانگیزند.

14) از تألیفاتتان بفرمائید و اینکه دلیل شما برای نگارش کتاب ارزشمند عروض و قافیه چه بوده است؟
     در مورد نگارش کتاب «نقد ادبی»، باید بگویم هنگام مطالعه، متوجه شدم اغلب کتابهای موجود در زمینۀ نقد، ترجمه هستند که دانشجو با مثالها و شواهد ارائه شده در این کتابها بیگانه است؛ همچنین کتابهای فارسی هم بیشتر یا تاریخ نقد را نوشته‌اند یا اگر تئوریهای نقد را ارائه کرده‌اند، جای اِعمال این تئوریها بر آثار ادبی، که همان نقد عملی باشد، در این کتب خالیست. بنابراین تصمیم گرفتم کتابی بنویسم که اولاً تئوریهای مکاتب مختلف نقد را با زبان ساده، همه‌ فهم و روشن، بیان کنم و ثانیاً این تئوریها را در هر مکتب، بر برخی آثار شناخته شدۀ ادبی خودمان، اعمال کنم تا دانشجویان با نقد عملی که جای آن در ادبیات ما بسیار خالیست، آشنا شوند. همان طور که انتظار می‌رفت، این کتاب بسیار زود جای خود را در دانشگاه‌ها باز کرد و اکنون به چاپ سوم رسیده است.
     در مورد کتاب «عروض و قافیه» هم باید عرض کنم بعد از حدود 20 سال تدریسِ این درس در دانشگاه‌ها، متوجه شدم دانشجویان با روش جدیدی که در ضمن پاسخگوی مسائل عروض قدیم باشد، بهتر متوجه درس می‌شوند زیرا یکی از مشکلات دانشجویان ما، این است که یا عروض جدید می‌خوانند، یا قدیم؛ یعنی آن که جدید خوانده، از عروض قدیم فی‌المثل در سؤالات کنکور سر در نمی‌آورد و بالعکس و نوعی سردرگمی در آموزندگان عروض وجود دارد؛  بنابراین سعی کردم بر اساس تجربیاتم و البته با وام گرفتن از کتاب ارزشمند استادم دکتر سیروس شمیسا (آشنایی با عروض و قافیه)، کتابی بنویسم که پلی میان عروض قدیم و جدید باشد و البته از روش جدید آموزش و قدم به قدم با استفاده از خط آوانگار(فونتیک) بهره بردم تا آموزندگان عروض و قافیه، قواعد و مشکلات این دو درس را کاملاً متوجه شوند.

15) آیا آمار دقیقی از مقالاتتان در دست دارید و در صورت امکان نام برخی از آنها را بفرمائید؟
     بله؛ 27 مقاله در مجلات پژوهشی، علمی و دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و دانشنامۀ ایران که شما از بیشترشان نام برده‌اید.

16) رابطه شما با سرودن شعر چگونه است آیا تا به حال شعر یا مجموعه ی شعری سروده اید؟ در صورت امکان چند بیتی را برای استفاده ی دوستان بفرمائید.
متأسفانه اصلاً طبع شعر ندارم.

17) گویا با موسیقی نیز آشنایی کامل دارید و پیانو مینوازید، در صورت امکان توضیح فرمائید؟
     باید عرض کنم در نواختن هیچ سازی تبحر ندارم و فقط کمی با تئوری موسیقی آشنا هستم که آن هم در دروسی مثل «عروض و قافیه» یا «بدیع» به کار می‌آید. اما برخی از دانشجویان که اهل اغراق هستند، وقتی مثلاً در درس عروض، از هماهنگیِ فرضاً نُتها و میزانها در موسیقی با ارکان عروضی می‌گویم، خیال می‌کنند که استادشان نابغۀ موسیقی است!

18) آیا به غیر از ادبیات و موسیقی علاقه مندی خاص دیگری هم دارید؟
     فیلمهای خوب و جایزه گرفته؛ بویژه کارتونهای ارزشمند که به نظر من ادبیاتِ محض هستند.

19) آیا کتابی در دست تالیف و یا چاپ دارید ، برنامه شما برای آینده چیست؟
     بله؛ «فشردۀ تاریخ ادبیات جهان» را در دست تألیف دارم که چند سالی می‌شود روی آن کار کرده‌ام و همچنین ترجمۀ رمان «سلطانِ باد» برای نوجوانان که چیزی به اتمام ترجمه نمانده است.

20) در پایان اگر مطلبی باقی مانده است بفرمائید؟
     این که ادبیات را می‌شود در کنار هر رشته یا تخصصِ دیگری خواند؛ ادبیات به ما درس عشق و زندگیِ سعادتمندانه می‌دهد؛ از آنچه ادبیات غنیِ ما و همچنین آثار بزرگِ ادبیِ جهان به ما می‌آموزد، به چند مورد اشاره می‌کنم :
1) کمتر گرفتار مسائل پوچ و روزمرّگی شویم.
2) برای خود و دلِ خود زندگی کنیم؛ نه برای خاطر مردم و این که مردم چی میگن.
3) اهمیت زندگی و سعادتمندی، در کیفیتِ حالات و آنات است؛ نه در کمیت؛ برای مثال ممکن است کسی در قصر زندگی کند و احساس افسردگی کند اما شخصی با یک لیوان چای و کتابی در دست، به قول خودمان حال کند.
4) نکتۀ آخر این که ادبیات به ما می‌آموزد تا می‌توانیم، آرام باشیم؛ لبخند بزنیم و بی‌چشمداشت ببخشیم.



از اینکه با صبر و شکیبایی به سؤالاتم پاسخ فرمودید سپاسگزارم. از ایزدمنان مانایی و معنایی حضرتتان را مسألت دارم.


وبلاگ تخصصی زبان و ادبیات فارسی
هادی اسماعیل نژاد (آصف)

۷/۱۱/۱۳۸۹

آشنایی با حضرت استاد جناب آقای دکتر حمیدرضا شایگان فر

 

دکتر حمید رضا شایگان فر


دکتر حمیدرضا شایگان فر در سال 1341 در شهر کرمانشاه دیده به جهان گشود و با مهاجرت خانواده به اهواز، در خوزستان بزرگ شد.
وی در سن 23 سالگی  (مهر ماه 1364) وارد دانشگاه علامه طباطبایی شد و در رشتۀ مورد علاقۀ خود، زبان و ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت و در بهمن ماه 1368 موفق به اخذ مدرک کارشناسی از آن دانشگاه شد.
بلافاصله (بهمن 1368) در مقطع کارشناسی ارشدِ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز پذیرفته شد و در همان رشته  (زبان و ادبیات فارسی) به ادامه تحصیل پرداخته، در بهمن ماه 1370 از آنجا فارغ التحصیل گردید.
استاد حمیدرضا شایگان‌فر پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد اقدام به شرکت در کنکور دکتری نمودند و در 30 سالگی، در بهمن ماه 1371 به دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات رفته، در تیر ماه 1375 به دریافت درجۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی مفتخر گردیدند.
وی در سالهای دانشجویی و دانش ‌پژوهی خود از محضر استادان گرانقدری بهره برده‌اند؛ استادانی همچون : دکتر سیروس شمیسا، دکتر اصغر دادبه، دکتر کزازی، دکتر صفوی و ... .

ایشان از همان سالهای تحصیل تا کنون به تدریس در کرسی‌های دانشگاهی و تألیف کتابها و مقالات گوناگونِ ارزشمندی پرداخته‌اند؛ که برای آشنایی بیشتر علاقه‌مندان ابتدا کتابها و مقالات را معرفی نموده و در آینده‌ای نزدیک برای استفادۀ دوستان در وبلاگم قرار خواهم داد.

از ایزد منان مانایی و دوام ایشان را آرزو مندیم

(معرفی تألیفات، مقالات و سخنرانیهای استاد در ادامه مطلب)
ادامه نوشته

گفت و گو انجمن شاعران ایران با محمد رضا طاهری


زماني مي توانيم بگویيم مرگ غزل فرا رسيده است كه هيچ شاعري حرفش را در اين قالب نزند و هيچ يك از مخاطبان شعر امروز دغدغه هايشان را در غزل پيدا نكنند . شاملو به عنوان يك شاعر بزرگ و مهم در ادبيات معاصر ما روزگاری گفت كه مرگ غزل فرا رسيده است و براي اثبات اين سخن كه غزل نمي تواند حرف انسان امروز را بزند ، آمد و بحث كاريكاتور شعر هاي رهي معيري را مطرح كرد . اما امروز كه سال هاي زيادي از آن روز نمي گذرد هم شعر شاملو خوانده مي شود و هم غزل رهي . تازه اين در حالي است كه غزل رهي به شيوه ي قدما سروده مي شد و اكثر ويژگي هاي غزل امروز را نداشت . اين گونه است كه گذشت زمان درستي و نادرستي  اظهار نظرها را مشخص مي كند و تا همين امروز به نظر من تمامي نشانه ها حاكي از آن بوده اند كه غزل هر روز پويا تر و پاينده تر از روز قبل به راه خود ادامه مي دهد . اما اين را كه آينده چگونه رقم بخورد ، تنها خداوند داند و بس ...

برخی از مقالات استاد دکتر اصغر دادبه

آشنایی با حضرت استاد جناب آقای دکتر اصغر دادبه

 

(alt)

استاد اصغر دادبه در اسفند ماه ۱۳۲۵ ه.ش در شهر یزد دیده به جهان گشود.وی تحصیلات خود را تا اول متوسطه در شهر یزد گذراند و سپس به تهران آمد. ادامه مقطع متوسطه را به صورت متفرقه امتحان داد و دیپلم گرفت. ایشان در خرداد سال 1344 ه.ش پس از اخذ دیپلم، موفق به ادامه تحصیل در دانشگاه تهران در رشته حکمت و فلسفه اسلامی گردید و در سال 1347 ه.ش موفق به اخذ مدرک لیسانس از دانشگاه تهران شدند ...

(باقی در ادامه مطلب)

ادامه نوشته